تبليغاتX
تلنگر
تلنگر
 

  

                                                         اینجا ایران است

              

                                                       

اینجا ایران است نه فرانسه  که فرانسه هم اسیر دگم هاست .اینجا ایران است با همان تاریخ سراسر

جنگ و آشوب که یا طغیانگر بوده ایم و ویران می کردیم و بر شاهانمان می نازیدیم  یا مورد هجوم

قرار می گرفتیم و آنچه را دیگران جاهلانه کشته بودند پنبه می دیدیم و خود در این میان میراث خویش

را بر باد رفته می نگریستیم . هیچ گاه انتخابگر نبودیم و انتخاب شده ایم .

اینجا ایران است با همان روشنفکرانی که ندانسته چون گذشتگان جاهلانه گفتند و نوشتند که امروز

ّمّثل ِ حاجی بازاری سر کوچه مان که سواد مکتب خانه اش را هم از یاد برده و پای برگه ها را انگشت

مهر می زند ما را به نام ملکم خان می شناسد و با یاد او به سرزنشمان می گیرد . تحصیل کردگانمان

یا آن وری بودند و سنگ جهانی را که نشناخته بودند و بر ظاهر فسیل شده اش دل خوش کرده بودند به

سینه می زدند  یا این وری بودند و مداحی را پیشه خود ساخته بودند ، که مداحی آزادی نمی خواهد .

مخالفت آزادی می طلبد و نقد جهانمان را به چالش می کشد و آنان چون آزاد نبودند قماش حکومت گشتند

و در سنخ مبلغان قدرت مندان در آمدند . در هر صورت نه خود را پیدا کردند و نه دنیای شان را شناختند

و هیچ گاه بر مرکب خود سوار نگشتند و همواره از پالان افتادند .

روزی با دکتر فاضل سخن می می گفتم  که انگشت را به نشانه سکوت بر کشید و مرا به خویشتن داری

دعوت نمود . خواستم بگویم که شما دیگر چرا که عمری را گذرانده و خرتان از پل گذشته است و

ترستان ریخته که ناگاه کلامم را برید و گفت " اینجا ایران است پسرم ! می فهمی که " دیدم درست می

گوید . اینجا ایران است با همان ذهنهای بسته و اندیشه های فسیل شده و فریادهای در گلو خفته . تا

چشم کار می کند مردمانی اند که هیچ گاه به بازی گرفته نشده اند ، یا خود نخواسته اند که بازیگر باشند .

مردمانی درد کشیده که جبر روزگار و فراتر از آن جبر تاریخ آنان را به روزمرگی دچار ساخته .

مردمانی که دیگر خود را از یاد برده اند و به ابزاری تبدیل گشته اند برای تولید و زنده ماندن خویش .

دیگر چه می توان خواست از مردمی که حجاب به روی کشیده و سوءذن بر روزگارشان مستولی شده و

یکدیگر را گرگ خویش می انگارند و تا چشم کار می کند جهل است و جهل .  و من چون همیشه به دنبال

کسی می گردم که زبانم را بشناسد و همکلامم گردد و بیش از پیش ناتوان چنین امری . بدیهی است که

تنهایی پیشه کنم و گوشه گیرم و به سنت دیوجانس به دنبال نه انسان  که  همسفر گردم ...

و اما تو ؛

ابراهیم   برادرم

من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد که آیا من ، تو را آنچنان که شایسته شناخت هر انسان

 آزادی بود نشناختم  یا آنکه  ما  ، هر دو ،  قربانی یک دردیم . جبر ، جبر زیستن در فضای بسته

جامعه ای که سوءذن بر روزگارش مستولی شده و بر ایمان مردمانش سایه افکنده ...

 

  

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط  |
 

                                                  قضاوت با شما !

     

 

1-  چند شبی است که تلویزیون ملی ! جمهوری اسلامی ساعاتی پر بیننده از آنتن خود را به

اعترافات دستگیر شدگان اخیر اختصاص داده است . در محافل مختلف  بحث بر سر این است که

این اعترافات زیر فشار گرفته شده و طبق برنامه ای از پیش طراحی شده افراد جلوی دوربین قرار

گرفته و بخاطر ارعاب  از مسائل پیش آمده اعلام انزجار نموده اند . انزجار از مسائلی که پیشتر آن

را جزو ایمان خود قلمداد می کردند .

 

2- چندی پیش خبر شهادت سردار خلبان لشگری در خبرها آمده بود . رزمنده ای که 19 سال از

جوانی خود را در اسارت صدام گذراند . زیر بار شدیدترین شکنجه ها از عقاید خود بازنگشت . 19

سال به سادگی نوشته می شود اما واقعا سخت است پذیرش آن برای من که چطور انسانی چون او را

از پای در نیاورد و وی را در برابر تمامی فشارها و شکنجه های موجود ، از ایمان خود بر نگرداند .

ایمان به عقایدش . ایمان به راهی که بر گزیده و در آن گام گذاشته بود . راهی پر خرج که 19 سال

 از جوانیش را هزینه نمود .

 

3- دیشب تلویزیون bbc  برنامه ای مستند با عنوان " و من عاشقانه زیسته ام  " را به نمایش

گذاشت . فیلم حکایت گر دخترانی بود که در جوانی به عضویت گروهک مجاهدین خلق در آمده اند و

در قالب آن  سازمان فعالیت های فکری  و سیاسی  خود را دنبال می کردند .  دخترانی  که  در سنین

نو جوانی و اوایل جوانی عقاید این گروه را پذیرفته اند و به دلیل فعالیت هایی که نمودند مورد غضب

حکومت قرار گرفته اند . کسانی که در حدود سال 60تا 62 به زندانهای جمهوری اسلامی افتادند و

مورد شکنجه های طاقت فرسا قرار گرفته اند . دخترانی که گاهی مورد تجاوز نیز قرار گرفته اند و

برای رهایی از تمامی فشارهایی که بر آنان می رفت به خودکشی یا خود سوزی مبادرت می ورزیدند .

این دختران در حدود سال 67 از زندان آزاد شده اند و یا فرار را انتخاب نمو ده اند .

بسیار شنیده ایم که اعضای مجاهدین خلق با وجود آنکه زیر بار فشار و شکنجه قرار می گرفتند و

می توانستند انتخابگر باشند اما از عقاید و مرام خود و وفاداری  به  آنچه  که آن را  جزو ایمان خود 

می دیدند  خارج  نشدند  و عدم پذیرش از عقاید  و اعلام انزجار از مرام سازمانی موجب اعدامشان 

گشته بود  .

 

4- هدف نگارنده جبهه گیری  بر له  یا  علیه  یک جریان  نیست . هدف دفاع و بزرگ کردن افراد و

گروههایی چون مجاهدین هم نیست . چه ، عملکرد این گروه بر خردمندان این ملک مدتهاست آشکار

 شده . اما این برای من قابل پذیرش نیست که چطور افرادی چون محمد علی ابطحی ، عطریان فر ،

رمضان زاده ، تاج زاده ، حجاریان و دیگرانی که زمانی رهبری و هدایت فکری جریانی به نام

اصلاحات را بر عهده داشته اند به راحتی و در عرض یکی دو ماه زیر فشار قرار گرفتن و ترساندن ،  

عقاید  خود  را در ظاهر پس گرفته اند و اعلام انزجار نمو ده از آنچه تا به حال مبلغش بودند . واقعا

قابل مقایسه نیست  شکنجه هایی که  بر اسرای ایرانی در عراق  می رفت  با فشارهایی که بر آقایان

اصلاح طلب در زندان می رود . قابل مقایسه  نیست  شکنجه و زندان و تهدید و تحذیر زندانیان سیاسی

اول انقلاب با فشارهایی که بر این آقایان می رود . آخه  افرادی که تحمل 1 ماه فشار و تهدید را ندارند 

، با  ترس جلوی دوربین ظاهر می شوند و می گویند  ؛ غلط کردیم  که تا  به  حال چنین فکر می کردیم .

این  افراد به  نظر شما  قابل دفاع هستند ؟  البته  قابل  دفاعند ، به عنوان یک زندانی سیاسی ، نه به

عنوان اشخاصی که رهبران فکری  یک  نسلند  . مسخره تر از این نمی شود که همه کسانی که

دستگیر شده اند به یک باره تغییر موضع بدهند و اساسا نه عملکردشان را بلکه طرز فکرشان را

زیر سوال ببرند . به نظر شما افرادی چون ابطحی یا تاج زاده ، اسطوره های شکست ناپذیر مردمند .

یا دیگرانی که عمری را زیر بار شکنجه و فشار گذرانده اند و بر سر ایمان خود معامله نکردند .

معامله برای رهایی از بازداشت یک ماهه !  معامله برای به مسخره گرفتن جریان اصلاح طلبان –

که چه افراد ضعیفی هدایت گرش بودند –

 " اسطوره "   – یا هر واژه ای که معنای پیامم را برساند –  ابطحی است یا افرادی چون اکبر گنجی

که 7 سال را در زندان گذراند و ایمان و عقایدش را فدای آزادی نکرد . شما قضاوت کنید !

 

نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط  |
 

              سخنان حضرت آیت الله صانعی در جمع برخی از نخبگان

         استان  گلستان  در خصوص انتخابات ریاست جمهوری

                     

«اسلام دين سهولت است .  دين آساني و عقل است، اسلام هيچ گاه عقل فردي را به عقل جمعي ترجيح

 نمي دهد. اسلام با خشونت مخالف است با شکنجه و تحذير هم مخالف است.»

اين مرجع عظيم الشأن فرمودند: «مسائل سطحي خيلي مهم نيست آنچه مهم است ريشه يابي است.

تفقه معنايش تنها آشنايي به مسائل شرعي نيست بلکه ريشه يابي مسائل است. لذا شما بايد در مسائل

سياسي ريشه ياب باشيد و بايد متوجه باشيد که استثمار فکري نشويد فکرتان اسير اطلاعات غلط نشود

که اطلاعات غلط شعبه اي از ناآگاهي است و معلوم است که چه کساني از آگاهي ملت مي ترسند و از

اينکه يک يا چند نفر با يکديگر تماس بگيرند به هراس مي افتند حتي اگر در گورستان باشد. مگر

گورستان بانک است که مي ترسيد آن را آتش بزنند؟»

«يکي از اين ريشه يابي ها اين است که متوجه باشيد بسياري از مسائلي که اين روزها مثل برخي

عزل  و نصب ها و غيره اتفاق  مي افتد  بازي سياسي  است که  در پشت آن منافع  برخي  افراد  و

جريانات قرار دارد.»

آيت الله صانعي در ادامه فرمودند: «اسلام دين سهولت است دين آساني و عقل است، اسلام هيچ گاه

عقل فردي را به عقل جمعي ترجيح نمي دهد. اسلام با خشونت مخالف است با شکنجه و تحذير هم

مخالف است.»

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با بيان اين سخن که واي به حال ملتي که سخن روزشان غير از

دردشان باشد، فرمودند: «درد امروز ما زنداني شدن فرزندانمان است، دردمسائلي است که در

بازداشتگاهها و زندانها جريان داشته و دارد، درد آنجايي است که اقرارها با تجريد گرفته شده باشد،

درد آن جايي است که نمي گذارند مادري سر قبر عزيزش فاتحه بخواند درد اين است که انساني را

بگيرند و بکُشند و بعد بگويند مننژيت گرفته است يا بگويند در زندان در اثر مرض مسري فوت کرده

است!»

حضرت آيت الله العظمي صانعي افزودند: «اميرالمومنين (عليه السلام) مي فرمايد اقرار در هنگام

تجريد، حبس، تهديد و تخويف معتبر نيست و هيچ ارزشي ندارد. تجريد يعني تخليه اطلاعاتي آن هم

هنگامي که ارتباط متهم را با خارج از زندان قطع مي کنيم به گونه اي که تمام روحيه اش يک دفعه

عوض بشود و بعد در اين شرايط از او اقرار مي گيريم. مسلما چنين اقراري که همراه با حبس و

تهديد و تخويف و تجريد است هيچ ارزش و اعتباري ندارد همانگونه که عذاب مضاعف مجرم نيز خلاف

شرع و حرام است.»

شاگرد انديشمند امام امت (سلام الله عليه) در ادامه و با اشاره به اينکه امروز عده اي با اعمال،

گفتار و رفتار خويش در صدد امام زدايي هستند فرمودند: «واقعيت اين است آنچه که امروز در سطح

جامعه انجام مي شود و متأسفانه به نام اسلام و قانون اساسي هم صورت مي پذيرد، خلاف رفتار و

کردار و انديشه امام خميني(سلام الله عليه) است. سيره امام فرمان هشت ماده اي ايشان است که

فرمودند اگر مأموري براي کشف يک جرمي رفت و آن جا چيز ديگري را ديد حق گزارش ندارد حالا

خبر مي دهند که مأموري رفته براي فلان مسأله و گفته ما رفتيم فلان جا و آن جا کتاب هاي ناجور و

کتب ضاله بود. آخرکسي نيست بگويد تشخيص کتب ضاله چه ربطي به افراد مسئول امنيت و انتظامي

جامعه دارد ؟»

اين مرجع عاليقدر در ادامه و با اشاره به حوادث پس از انتخابات که منجر به زنداني شدن تعدادي

از فعالين سياسي معترض به روند انتخابات و کشته و شهيد شدن تعداد ديگري از آنان گرديد،

فرمودند: «تخليه اطلاعاتي افراد در بند و اقرارگيري از آنان خلاف شرع و حرام است.»

آيت الله صانعي حذف ياران امام را نيز روي ديگر سکه امام زدايي عنوان کردند و فرمودند: «سيره

امام (سلام الله عليه) حفظ همه کساني بود که در نهضت و انقلاب اسلامي زحمت کشيده بودند حتي اگر

از برخي از آنان ناراحت بود. جمهوري اسلامي امروز بايد مخصوصاً با آنهايي که در نهضت و انقلاب

زحمت کشيدند خوب رفتار کند. اين کلاس اول سياست است که حکم مي کند حکومت لااقل اطرافيان

خود را حفظ کند. آنهايي را که 30 سال براي اين نهضت زحمت کشيدند و جانفشاني کردند، بايد حفظ

کرد.»

«مردم بايد رسانه هاي دروغگو اعم از نوشتاري و ديداري را بشناسند و به حرف هاي آنها

گوش ندهند مبادا که تحت تأثير اخبار کذب آنان قرار بگيرند.»

ايشان افزودند: «رسانه اي که به اين و آن توهين مي کند و يا عده اي را تحقير مي کند و اسباب

گرفتاري افراد را فراهم مي کند و متأسفانه به اين اعمال خود افتخار هم مي کند نبايد مورد توجه

مردم قرار بگيرد چراکه اين اعمال و رفتار خلاف اسلام و قرآن است. اسلام که دروغ ندارد. اسلام

که تحقير ندارد لذا توجه به اين رسانه ها و گوش دادن به اخبار آنها خلاف اسلام و قرآن است که

مي فرمايد: «إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنُوا»

ايشان در ادامه و با اشاره به اين مهم که اخيراً  برخي مي خواهند پس از شنيدن نام امام به جاي سه

صلوات يک صلوات بفرستند، اين امر را در راستاي پروژه امام زدايي توصيف کردند و فرمودند: «سنت

اين مردم پس از شنيدن نام امام ذکر سه صلوات است لذا دست زدن به اين اقدام از بين بردن شخصيت

امام است، لذا به همه شما توصيه مي کنم براي مبارزه با اين فکر غلط و انديشه خائنانه اولاً در خانه

هايتان و حتي محل کارتان عکس امام را نصب کنيد و هر زماني هم که نام امام را مي شنويد حتما سه

صلوات بفرستيد چراکه اين سه صلوات با خون شهيد بهشتي ها، مطهري ها و صدها هزار شهيد ديگر به

دست آمده است.»

آيت الله العظمي صانعي در پايان و با قرائت اين آيه شريفه قرآن «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ

خَالِداً» فرمودند: «مراد از قتل مومن که سبب خلود انسان در جهنم مي شود قتل يک جريان است نه

قتل يک فرد. يعني افراد يک جريان را مي کشند و به شهادت مي رسانند  و افراد  جريان ديگر را

احترام مي گذارند. جزاي اين امر خلود در جهنم است و اين غير از قتل يک نفر است که با قصاص

 جبران مي شود.»

                                                                                    ((  برگرفته شده از سایت ایشان ))

   سخنان ایشان در گرگان

   لینک های mp3 از راپیدشیر


http://rapidshare.com/files/268249808/Saanei_in_gorgan-Part1.mp3
http://rapidshare.com/files/268249809/Saanei_in_gorgan-Part2.mp3
http://rapidshare.com/files/268249810/Saanei_in_gorgan-Part3.mp3
http://rapidshare.com/files/268249811/Saanei_in_gorgan-Part4.mp3
http://rapidshare.com/files/268249812/Saanei_in_gorgan-Part5.mp3

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 توسط  |
                    

                           

                           یک حرف خودمانی    با    آدمهای خودمانی

 

                   

چند روزی است که بعضی از آقایان ؛ مدیران حاذق سابق و معترضان ریاست غاصب که امروزه تغییر

موضع داده اند و به یاد حقوق اقلیت افتاده اند . جو گیر شده و درفشانی کرده اند ، اکنون که دستمان از

مدیریت کشور کوتاه گشته بهتر است تا یک طرح جدید اما – کلیشه ای – را مطرح کنیم و آن این است

که یک همه پرسی در مورد سلامت انتخابات در کشور برگزار شود ، با حضور و نظارت سازمانها و

نهادهای بین المللی . من نمی دانم  که این آقایان ، روشنفکر سابق ، از جمله جناب دکتر ! خاتمی که

هشت سال این کشور را مدیریت کرده و شعار اصلاحات داده اند و من نمی دانم موی سرش را

اصلاح کرده یا جای دیگر را – در طول این همه سال هنوز نفهمیده که در چه کشوری زندگی می کند و

چه منطقی ساختار مدیریت کشور را آرایش کرده . آخر عزیز من ،  شما که این همه سال دائما چنین

حرفهایی زده اید به چه نتیجه ای رسیده اید که باز هم همان حرفها را تکرار می کنید . من بیسواد ، 

شما ی  باسواد  به من  بگویید  که در چنین شرایطی  که  کشور  بهم ریخته و فضای مملکت دیگر

امنیتی شده – به فرض درست بودن  پیشنهاد  شما می توان  چنین طرحی  را عملی کرد . از کی تا به

حال خارجی ها دلسوز ما شده اند . تازه  از کجا معلوم که  با وجود  وقوع چنین پیشنهادی نتیجه  به

نفع شما از آب در آید ، که  البته من  چنین نتیجه ای را کاملا  خنده دار میبینم . چون معتقد نیستم  و

واقعا هنوز قانع نشده ام  که  تا  به این حد در انتخابات تقلب شده .

باز هم  می گویم  مشکل  شما این نیست  که در انتخابات  تقلب شده .  مشکل شما این است  که

نمی خواهید  بپذیرید  که  شکست  خورده اید  . هشت سال فرصت  داشته اید  تا پاسخگوی اعتماد

مردم باشید  اما  خود را  درگیر کف  آب  کرده اید . آنقدر قدرت  نداشته اید  تا  عمق آب را ببینید .  

اکنون  نیز سوار موج گشته اید  و هر آن به سویی می روید . امید که هر چه زودتر در کنار ساحل

 پهلو گیرید و خود را باز یابید .  

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط  |
 

           

               به هوش باش برادر     که راه گم کردیم

                               

باز هم آشوب . باز هم اعتراضهای خیابانی . و باز هم صدایی که به خشونت منجر گشته . واقعا چه

کسی آتش این حریق را شعله ورتر می کند . مردم یا مسئولینی که فریاد مردم را نمی شنوند و آنان را

(( خس و خاشاک )) می پندارند . ندیدن مردم و نشنیدن فریاد آزادی خواهی آنان پیامدهایی خواهد

داشت . پیامدهایی تلخ که در نهایت به کام مردم زهر خواهد شد .  صدا و سیمای ملی مان نیز که

می بایست صدای ملت باشد چون 18 تیر 84 و مثل همه وقت ، تبلیغاتی سوء را آغاز کرده و از سیل

معترضان و فریادهای بلندشان تنها آتش زدن ها را به یاد آورده .

طرفداران موسوی و کروبی انسانهایی فهیم و منطقی اند . منطق یک اصلاح طلب منطقی نیست که به

خشونت منجر گردد . گرچه برای ما که هنوز 30 سال از انقلابمان گذشته و هنوز تجربه  جوانی را از سر

می گذارانیم 30 سال زمان اندکی است برای آزادی خواهی . بدیهی است  که جوانی و کم تجربگی در

عرصه سیاسی ممکن است به بیراهه و تند روی کشیده شود .

رهبری در صحبتهای خویش با نماینده نامزدها صریحا اشاره داشته که آشوبگران و کسانی که موجب کشته

شدن عده ای  شده اند  هواداران نامزدها نیستند .

به ظن من نیز کسانی که در این تظاهرات شیشه مغازه ها را شکسته اند ، به بانکها حمله کرده اند و

اتوبوسها را آتش زده اند ، از جمعیت نیستند . آنان همانی هستند که پریشب به کوی دانشگاه حمله

بردند و دانشجویانی را که در خوابگاه خود آرام گرفته بودند و مشغول درس خواندن بودند ، مورد

تعرض قرار دادند . با شیوه ای وحشیانه درها را شکستند و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند .

مثل اینکه رهبرمان باز هم باید صدا در دهد و بگوید (( این حادثه قلب مرا جریحه دار کرد  ))  تا

عده ای پیگیر ماجرا شوند . واقعا چه شده و به کجا رسیده ایم که به راحتی حریم امن دانشگاه مورد

تعرض عده ای بسیجی قرار می گیرد . اینان همانی هستند که اموال بیت المال را آتش زدند و آن را به

نام طرفداران موسوی به ثبت رسانده اند . هیچ کس جز تظاهر کننده ها  صلاحیت برخورد با آنان را

ندارد . مردم باید به هوش باشند و با کسانی که دارند  این ماجرا را به این سو می کشانند برخورد

نمایند .

هر چند که قبلا گفته ام و باز هم می گویم این اعتراض ها سر انجامی نخواهد داشت . فقط عده ای

کشته می شوند  و  در نهایت  سبز پوشان  بدنام .  وقتی  مسئولین  مملکت  ما  تظاهر کننده ها  را

اراذل و اوباش تصویر می کنند . وقتی می گویند(( نتیجه هر چه می شد این جمعیت باز هم چنین می

کردند )) وقتی رسانه ملی ما تصویری سوء گیرانه و نا عادلانه را به نمایش می گذارد ، بدیهی است که

عاقبت به کجا خواهد انجامید .

من مثل این جمعیت معتقد نیستم که 24 میلیون رای تقلب شده . گر چه احتمال تقلب در آراء را رد

نمی کنم اما مطمئنم که اگر دوباره رای گیری شود باز هم احمدی نژاد با آرائی بالاتر  از رقیبانش رای

خواهد آورد . اشکال از جایی دیگر است و این اعتراضها فقط کار ما را سخت تر خواهد کرد و جریان

اصلاح طلبی را بد نام .

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 توسط  |
Blog Skin